جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

22

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

مىباشد كه تمام تاريخ را در يك قالب منسجم و يك پارچه ، تنظيم و ارائه نموده است و آن را مبناى آراء و نظريات سياسى و اجتماعى خويش قرار داده است . طبق سوم به بررسى آثار و علامات عقل اختصاص دارد و كشفى در اين طبق با نقل روايتى ، ده اثر عقل - كه هركدام به نوبه خود منشاء ده خصلت ديگر است - را مورد مطالعه قرار مىدهد . نكته جالب در اين مباحث آن است كه وى براى هر خصلت و ملكه‌اى ، سه ضد بر مىشمارد و در تجزيه و تحليل آنها ، راه‌هاى تحصيل و شيوه‌هاى دفع و رفع موانع و مضرات آنها را نيز به خواننده خود ارائه مىكند . در جلد دوم ، مباحث گذشته با ارائه جداولى در مورد تقسيمات حكمت ، پى گرفته مىشود و فضايلى همچون « رشد » ، « عفاف و تهذيب قوه شهويه » ، « صيانت » ، « حيا » ، « وزانت و وقار » ، « مداومت بر خير » ، « مجانبت از شر » و « طاعت ناصح » مورد بررسى و مطالعه قرار مىگيرند . در خاتمه ، كشفى پس از بيان آثار و احكام عقل - كه به امر معيشت و تدبير رعيت مرتبط اند - دو علم « تدبير منزل » و « سياست مدن » را تحت عنوان « المجمعة الاولى » و « المجمعة الثانيه » مورد بررسى قرار مىدهد . در عنوان اول ، مؤلف پس از بيان اينكه ، فلسفه و هدف خلقت ، كمال انسان است از دو نوع زندگى و تدبّر سخن مىگويد ؛ الف - زندگى دنيوى كه هدفش آخرت است . ب - تدبيرى كه هدف از آن ، خود زندگى است . كشفى در اين باره معتقد است حكما اگر درباره زندگى سخن گفته‌اند مرادشان قسم اول است چرا كه زندگى را براى « زندگى خواستن » نيازى به علم و هدايت ندارد و خود مردمان مىتوانند بر اثر تجربه به آن دست يابند . هرچند در نگاهى عميق ، چنين تدبيرى هم نيازمند علم و هدايت است و در سايه توجه به آخرت حاصل مىگردد . او در ادامه مىنويسد ؛ علم اخلاق مبناى سياست مدن است و سياست مدن ، بدون